امام ,اختلاف ,شیعه ,اسلام ,برادران ,كتاب ,امام خمینی ,حضرت امام ,عنوان تدین ,تدین بلکه ,امام راحل

اهل سنت از دیدگاه حضرت امام خمینی 

حضرت امام در پیام خود در تاریخ 23 بهمن 57 یعنی یک روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در اوج مسایل متعدد و پیچیده آن روزها به این امر اساسی چنین اشاره دارند:

«ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم؛ واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم. اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که می‏خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنی اصلًا در کار نیست، ما همه با هم برادریم‏ » صحیفه امام،ج6،ص133

ایشان در 29 مرداد 58 در پیامی به اهالی کردستان چنین می فرمایند:

«عوامل اجانب که منافع خود و اربابانشان را در خطر می‏بینند، برای تحریک برادران اهل سنت و دامن‏زدن به برادرکشی، قضیه شیعه و سنی را طرح نموده و می‏خواهند با شیطنت بین برادران اختلاف ایجاد کنند. در جمهوری اسلامی همه برادران سنی و شیعه در کنار هم و با هم برادر و در حقوق مساوی هستند. هر کس خلاف این را تبلیغ کرد، دشمن اسلام و ایران است و برادران کُرد باید این تبلیغات غیر اسلامی را در نطفه خفه کنند » 

و نیز در جایی ایجاد اختلاف بین اهل سنت و شیعه را جنایت قلمداد می فرمایند:

«از جمله جنایتهایی که بدخواهان به اسلام مرتکب شده‏اند ایجاد اختلاف بین برادران سنی و شیعی است‏ » همان/351

و نیز اهل سنت و اهل شیعه برادر به حساب می آورند، موضوعی که به طور طبیعی لوازمی دارد. همان امری که حضرت امام (ره) خود بیش از همه بدان باورداشتند و بدان پایبند بودند.

یک دسته از مسلمانان شیعه هستند و یک دسته‏ای از مسلمانان سنی، یک دسته حنفی و یک دسته‏ای حنبلی و دسته‏ای اخباری هستند؛ اصلًا طرح این معنا، از اول درست نبود.

در یک جامعه‏ای که همه می‏خواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند، این مسائل نباید طرح شود. ما همه برادر هستیم و با هم هستیم؛ منتها علمای شما یک دسته فتوا به یک چیز دادند و شما تقلید از علمای خود کردید و شدید حنفی؛ یک دسته فتوای شافعی را عمل کردند و یک دسته دیگر فتوای حضرت صادق را عمل کردند، اینها شدند شیعه، اینها دلیل اختلاف نیست. ما نباید با هم اختلاف و یا یک تضادی داشته باشیم، ما همه با هم برادریم. برادران شیعه و سنی باید از هر اختلافی احتراز کنند. 

امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فِرق، آنها می‏خواهند نه این باشد نه آن، راه را این طور می‏دانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند. ما باید توجه به این معنا بکنیم که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم، و باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت بکنیم. » همان/13/54

در جایی اعمال اختلاف انگیز را اعمالی جاهلانه قلمدادمی کنند و می فرمایند:

« لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه، که موجب تفرق صفوف مسلمین است احتراز کنند » همان/10/62

در پیام مورخه 21 شهریور 59 خود به حجاج این اختلاف افکنی را خطرناکتر از ملی گرائی (وجه استعمار ساخته آن) به حساب می آورند:

« از مسائلی که طراحان برای ایجاد اختلاف بین مسلمین طرح و عمال استعمارگران در تبلیغ آن بپاخاسته‏اند، قومیت و ملیت است که دولت عراق سالهاست بدان دامن‏می‏زند. و در ایران نیز دستجات محدودی دانسته یا ندانسته از آن ترویج و تأیید می‏کنند. و در سایر نقاط از ترک و کُرد و دیگر طوایف هم همان راه را پیش گرفته‏اند و مسلمانان را در مقابل هم قرار داده‏اند و حتی به دشمنی کشیده‏اند؛ غافل از آنکه حب وطن، حب اهل وطن و حفظ و حدود کشور مسئله‏ای است که در آن حرفی نیست؛ و ملی گرایی در مقابل ملتهای مسلمان دیگر، مسئله دیگری است که اسلام و قرآن کریم و دستور نبی اکرم (ص) بر خلاف آن است؛ و آن ملی گرایی که به دشمنی بین مسلمین و شکاف در صفوف مؤمنین منجر می‏شود بر خلاف اسلام و مصلحت مسلمین و از حیله‏های اجانب است که از اسلام و گسترش آن رنج می‏برند.
از ملی گرایی خطرناکتر و غم‏انگیزتر، ایجاد خلاف بین اهل سنت و جماعت با شیعیان است، و القای تبلیغات فتنه‏انگیز و دشمنی‏ساز بین برادران اسلامی و ایمانی است.» همان/13/209

                                                    ***

آیا امام خمینی به عایشه،طلحه و زبیر توهین کرده است؟

یکی از تهمت‌هایی که به امام خمینی (ره) می‌زنند این است که، امام در کتاب مکاسب خود؛ عایشه، طلحه و زبیر را تشبیه به سگ کرده است

به این استدلال که، در کتاب مکاسب امام آمده است: و أما سائر الطوائف من النصاب بل الخوارج فلا دليل على نجاستهم و إن كانوا أشد عذابا من الكفار، فلو خرج سلطان على أمير المؤمنين عليه السلام لا بعنوان التدين بل للمعارضة في الملك أو غرض آخر كعائشة و زبير و طلحة و معاوية و أشباههم أو نصب أحد عداوة له أو لأحد من الأئمة عليهم السلام لا بعنوان التدين بل لعداوة قريش أو بني هاشم أو العرب أو لأجل كونه قاتل ولده أو أبيه أو غير ذلك لا يوجب ظاهرا شي‌ء منها نجاسة ظاهرية. و إن كانوا أخبث من الكلاب و الخنازير لعدم دليل من إجماع أو أخبار عليه [۱]

ترجمه این عبارت طبق نقل مخالفین: آن کسی که بر امیرالمومنین علیه السلام،خروج کند، حالا به هر دلیلی، مثل عایشه، طلحه، زبیر و معاویه، نجس نیستند{حتی} اگر اینها از سگ و خوک هم خبیث تر باشند، باز نجس نیستند.

پاسخ: انصاف در ترجمه این عبارت امام رعایت نشده است (دقت شود هر بند را که معنای جداگانه‌ای می‌داده است به وسیله پاراگراف جدا شده است. در واقع همین پیوسته بودن متن عربی در کلام امام باعث شده است که مخالفین دچار این اشتباه شوند که امام، عایشه را تشبیه به سگ کرده است)

اصل ترجمه این است که: و اما باقی گروه‌های ناصبی بلکه خوارج، اگرچه عذابشان از کفار شدیدتر است، اما دلیلی بر نجاست آنها نیست.

بنابراین اگر سلطانی بر امیرالمومنین علیه السلام قیام کند، نه به عنوان تدین بلکه به جهت مخالفت در ملک، یا غرضی دیگر، مانند عایشه و زبیر و طلحه و معاویه و مانند آنان(بحث از عایشه و..تمام شد)این‌ها هم دلیلی بر نجاستشان نیست

(شروع مبحث جداگانه‌ای) یا شخصی به امیر المومنین یا یکی از ائمه نه به عنوان تدین بلکه به جهت دشمنی قریش یا بنی هاشم یا عرب یا به دلیل اینکه ایشان قاتل فرزند یا پدرش است و...دشمنی داشته باشد، ظاهرا هیچ یک از اینها موجب نجاست ظاهری نخواهد شد، اگرچه نواصب [۲] از سگ و خوک نیز خبیث تر هستند

پس با توجه به این عبارت " یا شخصی با ایشان یا یکی از ائمه نه به عنوان تدین بلکه به جهت دشمنی قریش یا بنی هاشم... اگرچه نواصب از سگ و خوک نیز خبیث تر هستند" معلوم می‎شود که امام نواصب را تشبیه به سگ کرده است نه عایشه را

منابع:

[۱]کتاب الطهاره امام خمینی، ج۳ص۴۵۷
[۲]نواصب و ناصبية و اهل نصب: ايشان کساني هستند که دين خود را بر دشمني سرور ما امير مومنان و پادشاه مسلمانان ابو الحسن علي بن ابي طالب رضي الله عنه وکرم الله وجهه است؛ زيرا ايشان نسبت به وي نصب دارند؛ يعني با وي دشمني دارند.تاج العروس،‌ زبیدی، ج۲ ،‌ ص۴۳۶

                                                  ***

 دوست سنی من که حنفی است بسیار به ابوبکر و عمر و عایشه حساس است، تا قبل از این بسیار به شیعه احترام می گذاشت ولی پس از خواندن کتاب کشف السرار امام خمینی صفحات 112 و 119 و 122-126 نظرش کلا عوض شده و میگه که در این کتاب به اعتقاداتش توهین شده و شما باید در داشتن مذهب خودتون شیعه 12 امامی تجدید نظر کنید وقتی رهبرتون به ما توهین میکنن. من واقعا نمیدونم چی باید بگم و چه طور توضیح بدم. لطفا کمک کنید جوری توضیح بدم که اعتقاداتش بیشتر از این تحریک نشه. ایشون خیلی در حال حاضر عصبانی هستند و مدام به من میگویند که نگران هستند من به جهنم بروم!!!

پاسخ: www.pasokhgoo.i

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در مورد پرسشي كه مطرح نموديد و نوع برخوردي كه مي توان با اين دوست عزيز داشت بايد عرض كنيم كه قضاوت در مورد رفتارهاي مختلف افراد بايد در ظرف زماني و مكاني خاص خود باشد و انسان نمي تواند موقعيت هاي خاص و شرائط ويژه صدور برخي افعال و گفتارها را در قضاوت خود ناديده بگيرد.
مساله كتاب "كشف الاسرار" و ضرورت نوشتن اين كتاب به هجمه شديد برخي مخالفان تفكر شيعه بلكه تفكر اسلامي مانند كسروي و شريعت سنگلجي و امثال آن ها بر مي گردد كه در تلاشي هماهنگ بر عليه مقدسات و تعاليم ديني مردم دست به نشر كتاب زدند و در نتيجه آن امام راحل درس هاي خود را تعطيل كرده و در مدت چند ماه كتاب كشف الاسرار را به رشته تحرير درآوردند.
در واقع جزئيات و فقرات اين كتاب ناظر به كتاب ضد ديني مخالفان بوده و براي مخاطب خاص كه همان جامعه شيعه باشد نوشته شده است و اگر تعابيري مخالف با باورهاي اهل سنت در آن ديده مي شود بدان جهت است كه گمان نمي رفت اين كتاب در اختيار اهل سنت قرار بگيرد و الا امام راحل در تعابير و سخنراني هاي عمومي خود در سال هاي بعد همواره تلاش مي نمودند كه نكته اي برخلاف وحدت امت اسلامي و اعتقادات ساير فرقه ها بر زبان نياورند.
در نتيجه اگر عالمي از عالمان اهل سنت نسبت به يكي از بزرگان شيعه نظر منفي داشته باشد و مثلا امام راحل يا ديگر مراجع را بخاطر اعتقاد به برتري امام علي عليه اسلام بر ساير صحابه پيامبر يا بخاطر جائز دانستن توسل به ائمه و زيارت قبور آن ها از دائره مسلمانان - به زعم خوذ - خارج بداند و بر فرض ادله درون مذهبي هم بر اين ادعا داشته باشد، تا زماني كه اين امر را در فضاي دروني مذهب و محيط فرقه اي خود مطرح نمايد ايرادي بر آن نيست و يك شيعه حق ندارد اين را توهين به مذهب خود و بزرگان دين خود تلقي نمايد.
البته اگر اين امر در شكل عمومي و گسترده مطرح شود عملي صحيح نخواهد بود و اهانت به مقدسات بزرگان ساير مذاهب امري صحيح نيست تا جايي كه در قرآن اهانت به مقدسات بت پرستان و توهين و دشنام دادن به خدايانت دروغين آن ها نيز مورد نهي قرار گرفته است.
در مورد به جهنم رفتن شما نيز بد نيست به ايشان تذكر بدهيد كه شما نيز همين نگراني را در مورد ايشان داريد و در صورت تمايل مي توانند با شما به گفتگويي عالمانه بنشينند كه در اين باب اگر به كارشناسي خبره دست رسي نداريد مي توانيد كتابي مانند "المراجعات" علامه شرف الدين را معيار بحث قرار دهيد تا روشن شود كه خطر جهنم چه كساني را بيشتر تهديد مي كند.

                                                          ***

مؤلف کتاب «اسرار هزار ساله»، علي اكبر حَكَمي زاده بود. حكمي زاده در ابتدا طلبه و روحاني و ساكن قم و از افراد بسيار خشك مقدس بود . وي مدتي جلساتي با كسروي داشت. كسروي بارها از تهران به قم مي‌آيد و در حجره او به گفتگو مي‌پردازند . ولي در آخر كار منحرف و از سلك روحانيت خارج شد و مدتي به آمريكا رفت و بعد از مدتي كه از آنجا برگشت به كارهاي اقتصادي روي آورد امّا از كارهاي اقتصادي هم زده شد. حكمي زاده در سالهاي 1313 تا 1314 مجله همايون را در نقد و مخالفت با عقايد شيعي در ده شماره در قم منتشر مي‌سازد. سرانجام حكمي زاده که افکارش بشدت از احمد كسروي متأثر است در سال 1322 كتابچه 38 صفحه اي «اسرار هزار ساله» را شمسي منتشر كرد. موضوع اين رساله، حمله به مذهب تشيع بود، او حرف هاي فرقه ضاله وهابي را به همراه تبليغات سوء ضد روحانيت -كه آن روزها بازارش داغ بود- در اين رساله گردآورده بود. اين كتابچه در حقيقت رساله اي بود در ترويج وهابيت و از طرفي همسو با كسروي و از طرف ديگر با رضاخان كه دشمن روحانيت بود. 

منبع اصلی مطلب : خانه مشاور
برچسب ها : امام ,اختلاف ,شیعه ,اسلام ,برادران ,كتاب ,امام خمینی ,حضرت امام ,عنوان تدین ,تدین بلکه ,امام راحل
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : اهل سنت ازنگاه امام خمینی